حرف دل

مباش در پی آزار و هر چه خواهی کن/ که در طریقت ما غیر از این گناهی نیست

بخشی از مناجات دکتر چمران
نویسنده : پرنیان - ساعت ۱۱:۳٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٤ فروردین ۱۳٩٢
 

خدایا هر گاه دلم رفت تا محبت کسی را به دل بگیرد، تو او را خراب کردی، خدایا، به هر که و به هرچه دل بستم، تو دلم را شکستی، عشق هر کسی را که به دل گرفتم، تو قرار از من گرفتی، هر کجا خواستم دل مضطرب و دردمندم را آرامش دهم، در سایه امیدی، و به خاطر آرزویی، برای دلم امنیتی به وجود آورم، تو یکباره همه را برهم زدی، و در طوفان های وحشتزای حوادث رهایم کردی، تا هیچ آرزویی در دل نپرورم و هیچ خیری نداشته باشم و هیچ وقت آرامش و امنیتی در دل خود احساس نکنم. تو این چنین کردی تا به غیر از تو محبوبی نگیرم و به جز تو آرزویی نداشته باشم، و جز تو به چیزی یا به کسی امید نبندم، و جز در سایه توکل به تو، آرامش و امنیت احساس نکنم.

خدایا تو را بر همه ی این نعمت ها شکر می کنم. خدایا از آنچه کرده ام اجر نمی خواهم و به خاطر فداکاری های خود بر تو فخرمی فروشم، آنچه داشته ام تو داده ای و آنچه کرده ام تو میسر نمودی، همه ی استعدادهای من، همه ی قدرت های من، همه ی وجود من زاده ی اراده ی توست، من از خود چیزی ندارم که ارائه دهم، از خود کاری نکرده ام که پاداشی بخواهم.

خدایا هنگامی که غرش رعد آسای من در بحبوحه ی طوفان حوادث محو می شد و به کسی نمی رسید، هنگامی که فریاد استغاثه ی من در میان فحش ها و تهمت ها و دروغ ها ناپدید می شد  تو ای خدای من، ناله ی ضعیف شبانگاه مرا می شنیدی و بر قلب خفته ام نور می تافتی و به استغاثه ی من لبیک می گفتی.

تو ای خدای من، در مواقع خطر مرا تنها نگذاشتی، تو در تنهایی، انیس شب های تار من شدی، تو در ظلمت نا امیدی دست مرا گرفتی و هدایت کردی. در ایامی که هیچ عقل و منطقی قادر به محاسبه نبود، تو بر دلم الهام کردی و به رضا و توکل مرا مسلح نمودی. خدایا تو را شکر می کنم که مرا بی نیاز کردی تا از هیچ کس و از هیچ چیز انتظاری نداشته باشم.

-----------------------------------------------------------------------------------------------------

دل نوشت: خدایا ما را هم بی نیاز کن تا از هیچ کس و هیچ چیز انتظار نداشته باشیم