حرف دل

مباش در پی آزار و هر چه خواهی کن/ که در طریقت ما غیر از این گناهی نیست

شعر طنز ازدواج پشه و فیل!
نویسنده : پرنیان - ساعت ٢:٠۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٦ اردیبهشت ۱۳٩٢
 

 شنیدم پشه ی زن مرده ای

پشه ی زن مرده و افسرده ای

چون عیالش مرد، در مرگش گریست

مدتی بی همسر و بی زن بزیست

عاقبت گفتند او را دوستان

هست فیلی ماده  در  هندوستان

شوهر او زد از این دنیا به چاک

زیر ماشین رفت ناگه شد هلاک

خواستگاری کن که آید در برت

چون که تنهایی شود او همسرت

این نصیحت، پشه را خوشحال کرد

زود از این گفتار استقبال کرد

بال پر بگشود در روی هوا

رفت سوی فیل با شور و نوا

پشه او را خوشگل و زیبا بدید

عشقی از وی آمدش در دل پدید

گفت ای فیل ملوس و عشوه گر!!

از همه خوبان عالم خوب تر!

آن شنیدم شوهرت رفته ز دست

مانده ای تنها که این خیلی بد است

من هم از روزی که بی زن مانده ام

پشه ای آواره و درمانده ام

حرف مردم را نباید کم گرفت

بایدت این آبرو محکم گرفت

چاره این درد و هم راه علاج

ازدواج است ازدواج است ازدواج!!

تو زن من باش من نان آورت!!!!

فخر کن بر شوهر نام آورت !!!

فیل ماده چون شنید این حرف گفت:

ازدواج ما بود یک حرف مفت!

در نظر آور کنون آینده را

کی توانی داد خرج بنده را؟؟!

کودکی آید اگر از ما پدید

از عجایب باشد و نوع جدید!!

مانع دیگر که اصل مطلب است

باعث تشویش در روز و شب است

این که تو در آسمان پر می زنی

کی دگر روی هوا فکر (( زنی))

شب نیایی گر به منزل، من کجا

دسترس دارم به تو ای نا قلا

من چه می دانم کجا خوابیده ای ؟؟

یا برای من چه خوابی دیده ای؟؟

روز و شب من در زمین تو در هوا

وصلتی این سان نمی باشد روا  

بی تناسب چونکه باشد ازدواج

جز طلاق آن را نباشد خود علاج!

این طلاق و این جدایی ها همه

بین آدم ها بُوَد بی واهمه

پند من بشنو تو در ختم سخن

بی تناسب زن مگیر ای هم وطن

طنز بود این تکه شعر ازدواج

تا تناسب نیسـت نبود ازدواج