مادرم

آسودگی از  من ندارد مادر

آسایش جان و تن ندارد مادر

دارد غم و اندوه جگر گوشه ی خویش

ورنه غم خویشتن ندارد مادر

 

--------------------------------

 دل نوشت:

مامانم فدای اون دل نگرانت، فدای اون چشمای پر اشکت بشم من

کااااااااااااااش خدا جون منو می گرفت و امشب اون اشکاتو نمی دیدمگریه

اشکایی که فقطططططططططط از سر نگرانی برای من و آینده م بود

می دونم تو هم مثل من تحملت تموم شده می دونمگریه

ولی چه میشه کرد جز صبر؟!!!

کااااااااااااااااااش غیر از حرفایی که برا قانع کردنت می زنم کاری ازم بر میومد

خدا رو شکر که از دل پر از آشوب و اشکام خبر نداری

 خدا رو شکر که تا حد زیادی می تونم

ظاهرمو حفظ کنمو خودمو آروم نشون بدم

وگرنه چی به حالت می گذشت؟ناراحت

/ 0 نظر / 61 بازدید