175 غواص شهید

  بهم گفتن گلِتُ آب برده

دیگه تنها شدی برا همیشه

کسی که دلشو زده به دریا

به این راحتیا پیدا نمی‌شه

 

بهم گفتن گُلِت آب برده

کسی از جای اون خبر نداره

دیگه باید بشینی تا یه روزی

که دریا پرپرشو پس بیاره

 

حالا می‌گن تو رو با دست بسته

تو رو زنده زنده خاک کردن

نمی‌دونی که مادر چی کشیدم

منو با این خبر هلاک کردن

 

بگو اون لحظه که پَراتُ بستن

چرا مادر منو صدا نکردی

تویی که قصد برگشتن نداشتی

تو که پشت سرت نگاه نکردی

 

بگو تا داغ تازم، تازه‌تر شه

بهت لحظه ی آخر آب دادن؟

آخه مادر برای تو بمیره

که اینجوری تو رو عذاب کردن

 

برا عکسات رو پام لالایی خوندم

شبای بی‌کس و بی‌قراری

کی جرات کرده دستاتُ ببنده؟

بمیرم تو مگه مادر نداری؟

 

بهم برخورده مادر، بغض دارم

قسم خوردم، دیگه دریا نمیرم

قسم خوردم گلم مثل «خود» تو

منم با دستای بسته بمیرم

 

پرِ حرفم، پرِ دردم عزیزم

ولی آغوش من امنِ هنوزم

بذار دستاتُ وا کنم عزیزم

تو آغوش تو راحت بسوزم

 

شاعر: یاحا کاشانی

-----------------------------------------

دل نوشت1:

واقعا «کی جرات کرده دستاتُ ببنده؟»گریهگریهگریه

یعنی واقعا اونایی که اینکار رو با شما کردن انسان بودن؟؟!!!گریهگریهگریه

والله که انسان نبودن

فقط کاوری از شکل انسان به تن کرده بودن

چطور میشه بعضی انسان ها به این درجه از پستی میرسن؟ چطور؟؟؟

دل نوشت 2:

 آهااااااااااااااااااااای ایها الناس یه لحظه تامل:

این شهدا کی بودن و چه کردن و چطور رفتن؟

و ما کی هستیم و چه کردیم و می کنیم

و چطور میخوایم پاس بداریم ایثارشونو؟

اکثر ملت ما اِندِ خوبین ولی ...افسوس

/ 0 نظر / 17 بازدید